تعلیم و تربیت... و اینک فلسفه

فلسفه از دیدگاه جمعی از دانشجویان مرکز تربیت معلم شهید هاشمی نژاد

تعلیم و تربیت از دیدگاه ابن سینا

 

 دو نگرش کلی در آثار مربوط به تعلیم و تربیت اسلامی بیشتر نمایان است .

1. نگرش فیلسوفانی که با تأثیرپذیری از فلسفه یونان مسائل عمده تعلیم و تربیت را ارائه دهند . مانند ابن سینا ، ابوعلی مسکویه ، خواجه نصیرالدین طوسی .

2. عالمانی که منابع معرفی خود را بیشتر از قرآن و سنت گرفته و نگرش دینی به مسائل تعلیم و تربیت دارند . مانند ابن سحنون ، قابسی ، غزالی ، ابن جماعه ، شهید ثانی.

در این جا مسائل عمده تعلیم وتربیت از جمله اهداف تعلیم و تربیت ، مراحل تعلیم و تربیت ، شیوه تعلیم و تربیت مواد آموزشی و ویژگیهای معلم از دیدگاه فیلسوف نامداری چون ابوعلی سینا مورد بررسی قرار می گیرد.

آرای ابن سینا در مسائل عمده تعلیم و تربیت :

ابن سینا ، مباحث تربیتی را در بخش حکمت عملی جای می دهد و آنرا سه نوع می داند :

1- علم اخلاق : تنظیم روابط شخصی فرد را بر عهده دارد .

2- تدبیر منزل : تنظیم روابط فرد در محیط خانواده است .

3- علم سیاست : تنظیم روابط اجتماعی و سیاسی را در بر می گیرد .

ابن سینا نسبت به مسائل تربیتی و اخلاقی در حوزه های فردی و اجتماعی اهمیت فراوانی قائل شده است.

اهداف تعلیم و تربیت از نظر ابن سینا :

ایمان ، اخلاق نیکو وعادات پسندیده ، تندرستی ، سواد ، پیشه و هنر .

مراحل تعلیم و تربیت از نظر ابن سینا :

الف) مرحله پیش دبستانی : این مرحله تربیت را از دوران جنینی آغاز می کند و موضوعات تربیتی را جدای از تربیت جسمانی کودک نمی داند و در کتاب قانون یادآور شده است که زنان باردار از تنشهای عصبی و جسمی به شدت بپرهیزند زیرا اثرات نامطلوب بر جنین دارد .

1. اولین وظیفه والدین نوزاد ، انتخاب نام نیکوست تا در بزرگسالی احساس حقارت نکند .

2. در صورتی که دایه ، فرزند را نگه می دارد باید از سلامت جسمانی و عقلانی برخوردار باشد .

3. غذای کودک در نهایت اعتدال و سلامت باشد .

و برای پرورش صحیح خوردسالان چهار توصیه دارد :

1. اعتدال در رفتار   2. برنامه صحیح غذایی و خواب و استحمام معتدل   3. در سن 6سالگی به مدرسه رود و در تعلیم اجبار نباشد   4. نوشیدنیهای سالم بنوشد .

ب) مرحله یادگیری در مدرسه :

تعلیم و تربیت را منوط به محکم شدن مفاصل کودک و تسلط بر عضلات و قوای جسمانی فرد دانسته است . سن مناسب آغاز تعلیم و تربیت در مدرسه را 6 سالگی ذکرکرده است .

آموزش گروهی را به آموزش خصوصی ترجیح می دهد و معتقد است که باعث رقابت و گفتگوی علمی میان دانش­آموزان شده و آداب اجتماعی را می آموزند و موجب فزونی علم و عقل آنان می شود ولی در آموزش خصوصی و فردی شاگرد و معلم هر دو ملول و خسته می شوند .

ج) مرحله حرفه آموزی :

زمانی که کودک در مدرسه آموزشهای ابتدایی دید و به سن بلوغ رسید اکنون می تواند صنعت و حرفه ای بیاموزد و پس از آن زندگی مستقل خود را آغاز کند و شایسته است که نوجوان مطابق ذوق و طبع خود هنر و حرفه ای را بیاموزد و رعایت عامل محیط و وراثت – رعایت تفاوتهای فردی در انتخاب شغل و حرفه موجب توجه ابن سینا بوده است . افراد کندذهن و استثنائی نباید در جامعه رها شوند و بیکار بمانند بلکه باید تحت تعلیم قرار بگیرند .

متون و مواد آموزشی :

بعد از اینکه کودک سخن گفتن را آموخت و آماده یادگیری شد ابتدا قرآن و اصول دین و قواعد زبان را به او آموخت و از ادب و شعور و مضامین اخلاقی به او تعلیم داد و سپس حرفه و هنری بیاموزد . بر آموزش موسیقی و ورزش جوانان تأکید دارد و آنها را موجب سلامت بدن و بی نیازی از استعمال دارو دانسته است و ورزشهایی مانند کشتی ، مشت زنی ، توپ بازی ، دومیدانی ، سوارکاری ، شمشیر بازی ، قایق رانی و وزنه برداری را یادکرده است .

ویژگیهای معلم :

 1.تبحر و مهارت در رشته­ی خود و آشنایی با فنون تدریس .

2.خلق نیکو و اسوه بودن برای شاگردان .

3.آداب دانی در معاشرت ، مجالست و گفتگو

شیوه­ی تعلیم :

1.اعتقاد به اصل پیشگیری و دور کردن کودک از رذیلتهای اخلاقی .

2.آموزش آداب دینی و شرعی و اشعاری که حاوی نکات پندآموز است .

3.رعایت تربیت از آسان به دشوار در آموزش مطالب و مفاهیم .

4.آموزش گروهی به جای انفرادی .

5.همزمانی تربیت اخلاقی و آموزش علمی .

6.استفاده معلم از شیوه های تعلیم ذهنی ، صناعی ، تلقینی ، تأدیبی ، تقلیدی ، تنبیهی در 7.تدریس متناسب با شرایط و استعداد و علاقه شاگردان .

ویژگی های یک معلم خوب در تفکر ابن سینا

معلم و معلمی همواره در ادیان آسمانی و در اندیشه بزرگان و متفکرین جهان مورد تکریم و احترام بوده است . بوعلی سینا نیز در امر آموزش پرورش و تعلیم و تربیت کودک از پدر می خواهد که در انتخاب آموزگار بسیار دقت کند و بداند فرزندش را به دست چه کسی می سپارد . بوعلی سینا پس از بیان ضرورت آموزش و تعلیم به موقع کودک در ارتباط با ویژگی های معلم می گوید : اولا باید در انتخاب آموزگار و مربی کودک دقیق شد که خردمند و دیندار باشد و راه تهذیب اخلاق و پرورش و تربیت بچه را بشناسد و باوقار و سنگین و با مروت و پاکدامن و نظیف باشد  و راه معاشرت را بداند .

بوعلی سینا در بیان فوق به هشت ویژگی مهم معلم اشاره می کند و می گوید: کسی که عهده دار تربیت کودکان می شود باید حداقل این خصوصیات را دارا باشد :

1- خردمند باشد : یعنی مهمترین خصیصه معلمی را که دانایی است دارا باشد و برآنچه که آموزش می دهد تسلط علمی داشته باشد و بتواند پاسخگوی سئوالات دانش آموزان باشد .

2- دیندار باشد : از دیدگاه تربیت دینی علی رغم اینکه بر دانایی معلم تأکید می گرددد ، با این وجود آنرا شرط کافی برای نشستن بر کرسی معلمی نمی داند بلکه آنچه که معلم را الگو و سرمشق رفتاری دانش آموزان قرار می دهد ، ادب ، اخلاق و تقوای اوست . بنابراین منظور از دینداری و دارابودن این خصوصیات عالی رفتاری است که لازم است شخصیت و منش معلم به آنها آراسته گردد .

3- آشنا با تربیت کودک باشد : بدون شناخت ویژگی های رشد و نیازها و خواسته های کودک در مراحل مختلف سنی و بدون آشنایی با چگونگی شکل گیری مفاهیم در ذهن کودک و دیگر ابعاد شخصیتی او امکان تعلیم و تربیت وجود نخواهد داشت .

4- باوقار و سنگین باشد : شغل معلمی مانند دیگر شغل ها نیست ، او با کرامت انسان سروکار دارد . اگر باوقار و با هیبت نباشد ، در چشم دانش آموزان کوچک جلوه می کند ، در اینصورت احترام و اعتماد از او سلب می شود . وقار و سنگینی و برخوردهایی همراه با ادب و بیان سخنان حکیمانه ، معلم را در نزد دانش­آموزان بزرگ و قابل اعتماد می سازد و به عنوان الگو و تکیه گاه دانش­آموزان محسوب می گردد .

5- با مروت باشد : این ویژگی نیز از این جهت مهم است که معلم با خردسالان و کودکان سروکار دارد . کسی که سخت دل و سنگ دل است ، می تواند با روحیه­ی لطیف و ظریف کودک ارتباط برقرار کند. دل معلم باید نرم و به اصطلاح رحم دل باشد و از آنجایی که کودکان به علت کمی تجربه و کوچکی ظرفیت روانی خطاهای بسیاری را مرتکب می شود ، معلم باید دارای روحیه­ی گذشت و اغماض باشد و مروت و مردانگی را در مواقع لزوم و برای تأدیب کودک در نظر داشته باشد .

6- پاکدامن باشد : این اصل از آن جا ناشی می شود که کودکان به معلم خود بسیار اعتماد دارند و هرگز در عفت و پاکدامنی او شک نمی کنند ، لذا باید از این اعتماد دانش آموزان در جهت تأدیب آنها بهره جویند و حتی در اندیشه خود آن چه که خلاف عفت و پارسایی است ، نگذراند . فراموش نکنیم کوچکترین خلاف معلم در این راستا ضربه ای بر پیکره کودک می زند که قابل جبران نخواهد بود .

7- نظیف باشد : این اصل از این یافته روانشناسی ناشی می شود که کودکان قبل از آنکه به قول پیاژه به مرحله تفکر منطقی و تفکر انتزاعی برسند ، در مرحله حسی-حرکتی ، قرار دارند ؛ یعنی ابزار شناختشان از جهان حواس آنهاست . کودکان دبستانی افراد را از وضع ظاهرشان ارزیابی می کنند ، در واقع معلمی که سروصورت و لباسش مرتب ، تمیز و شیک است در نظر کودکان فردی بزرگ و قابل احترام است و فردی که تمیز و نظیف نباشد ، از او دوری می کنند و حرفهایش را جدی نمی گیرند و اگر کودکان او را الگوی خود قرار دهند ، کودکانی بار خواهند آمد که نسبت به نظافت و بهداشت فردی بی مسئولیت خواهند بود .

8- راه معاشرت را بداند : این ویژگی از اصل تفاوتهای فردی ناشی می گردد . روانشناسی امروز در شناخت توانمندیهای روحی و روانی آدمی معتقد است که افراد دارای الگوهای متفاوتی در رفتار هستند ، زیرا محیط ژنتیکی و محیط اجتماعی کودکان و پایگاه­های فرهنگی و اقتصادی آنان با یکدیگر متفاوت است . حتی کودکان دوقلوی همسان با هم برابر نیستند . بنابراین معلم باید بداند که با هر کودک چگونه باید برخورد و معاشرت نماید . نسخه­ی یکسان پیچیدن برای همه در سیستم تعلیم و تربیت جواب نمی دهد . از طرف دیگر معلم باید بداند که کودک را چه وقت تشویق و چه وقت تنبیه کند و زمان و مکان مناسب برای تعلیم و تربیت را بشناسد .

مجموعه ویژگی های فوق نشان می دهد که بوعلی سینا برای معلم جایگاه مهمی در سیستم آموزش و پرورش قائل است و معتقد است که معلم ، الگوی رفتاری کودکان است و آنان از رفتار او نسخه­برداری و در زندگی خود عمل می کنند .

بوعلی می گوید : « معلم نه تنها باید با راههای پرورش و تربیت آشنا باشد بلکه باید بینا باشد ، بینایی مرحله ای عمیق تر از آشنایی است . »

این نشان می دهد که بوعلی سینا تا چه حد به تربیت معلم حساس است . سازمان یونسکو در مقاله ای پیرامون دیدگاه تربیتی ابن سینا می نویسد : ابن سینا اهمیت انتخاب معلم و مجهز کردن او را به تربیت نظری و اخلاقی درک می کند . در واقع نقش معلم در آموزش جوانان ، چیزی فراتر از ارائه اطلاعات به آنان است زیرا دانش­آموزان عادات ، عقاید و ارزشهای بسیار زیادی را از معلمین خود کسب می کنند . بنابراین به نظر ابن سینا لازم است که معلم از میان بهترین اشخاص انتخاب شود. شخصی که قادر به تشخیص ارزشهای اخلاقی و فضیلت های اخلاقی باشد . زیرا دانش آموزان از او به عنوان راهبر و الگو پیروی خواهند کرد .

ازدیدگاه ابن سینا معلم باید با استعداد و متدیّن باشد ... در آموزش بچه ها مهارت داشته باشد ، باوقار و آرام باشد و از سادگی بسیار به دور بوده رفتار سبک نداشته باشد ، خیلی جدی و بی نشاط نباشد بلکه برعکس معلم باید مهربان و فهیم بوده ، با فضیلت ، تمیز و شایسته باشد . ابن سینا اظهار می داشت که معلم تنها دانش و حقایق را به شاگردان انتقال نمی دهد بلکه آنها را با ارزشها و اعتقادات خود و نیز با آداب و فضیلتهایی که به او عطا شده است نیز روبرو می کند . اما اگر معلم به سهم خود دانش را با دقت و با احساس به دانش­آموزان انتقال دهد آنها هم رفتار و فضائل معلم را به سادگی و    بی اراده از راه یادگیری تقلیدی کپی می کنند . معلم در نظر پیشوایان دینی ما بسیار قابل احترام است .

پیامبر (ص) به معاذ فرمودند :

« اگر خداوند متعال یک فرد را به دست تو هدایت کند از دنیا و آنچه در دنیا است مهم تر و پرارزش تر است . »

آنچه را که از بیان بوعلی و دیگر اندیشمندان اسلامی و به خصوص از روایات رسیده از اولیاء الهی می توان فهمید این است که معلم باید هم به لحاظ دانش و گسترش اندیشه و هم به لحاظ اعتقاد درونی و هم به لحاظ رفتار متناسب با ارزشهای متعالی انسانی از همه سرآمد باشد تا سخن او در دل کودک رسوخ نماید .

تقدم تربیت بر آموزش

این سینا بر اهمیت تربیت در زمان کودکی تأکید می ورزد و در مورد شیوه تربیت هم می گوید : « باید مربیان ، سختی و نرمی و تشویق و ترهیب را به هم آمیزند . » در نظر ابن سینا تربیت مقدم بر تعلیم است و در مورد ویژگی های معلم کودکان می نویسد : « پدر و مادر باید معلمی دیندار و خردمند و متخلق به اخلاق پسندیده انتخاب کنند . نیز آموزگار باید خوشرو و باوقار و پاکیزه باشد . باید که تعلیمات نخستین مبتنی باشد بر امور دینی و حفظ اشعاری که او را به مکارم اخلاق ترغیب کند » . نکته دیگری که شیخ الرئیس در باب تعلیم و تربیت کودک مورد توجه قرار می دهد ، همکلاسی ها و هم­شاگردی­های دانش­آموز است . او در این باره توصیه می کند : « باید که پدر و مادر بکوشند تا فرزندشان با بزرگ زادگان و صاحبان اخلاق عالیه همدرس باشد زیرا که کودک از کودک تقلید کند و به او انس گیرد ». ابن سینا آموختن علم را کافی نمی داند و تأکید می کند که باید دانش آموزان علاوه بر آن حرفه و صنعتی نیز فراگیرند و در آن مهارت کسب کنند اما توصیه می کند که حرفه متناسب با استعداد و علاقه آن ها باشد . 

ابن سینا زمان مناسب ازدواج را پس از کسب مهارت می داند و می گوید: « بر پدر و مادر واجب است که چون فرزندشان صناعتی آموخت برای او زن بگیرند ، آن گاه او را به حال خود رها کنند که نشاید که فرزندان همواره بار دوش پدران خود باشند » . و ازدواج را پایان تکفل و آغاز استقلال فرزندان می شمارد.

روشهای تعلیم و تربیت از دیدگاه ابن سینا :

به عقیده ابن سینا هدف از آموزش کودک پنج چیز است : 1- ایمان 2- اخلاق نیکو 3- تندرستی 4- سواد 5- هنر و پیشه .

برای نیل به اهداف فوق توصیه های زیر را مطرح می کند :

1.نهادن نام نیکو بر فرزند

2.انتخاب دایه ای که از لحاظ جسمی و روحی متعادل و سالم باشد

3.آغاز تربیت اخلاقی بلافاصله پس از شیر گرفتن

4.دور نگهداشتن فرزند از دوستان ناباب ، عادات نکوهیده و کارهای زشت

5.محروم نکردن دایمی کودک از آنچه مورد تمایل اوست

6.تحمیل نکردن چیزهایی که کودک از آن تنفر دارد

7.فرستادن کودک به مکتب در سن 6 سالگی

8.محشور کردن کودک با اطفال خانواده های نجیب

9.ایجاد رقابت سالم بین فرزندان و فرزندان دیگر

10.تشویق به ادامه تحصیل تا سن 14سالگی ، البته تا این سن نباید تمام وقت او صرف تحمیل شود بلکه قسمتی از آن باید به ورزش و بازی اختصاص یابد .

11.همین که هنری آموخت و توانست از طریق آن امرار معاش کند بر پدر لازم است او را متأهل و محل زندگیش را جدا کند .

به اعتقاد او معلم باید، بادین ، درستکار ، خردمند ، پاکیزه و موقّر باشد و روش تعلیم و تربیت کودکان و تهذیب اخلاق آنان را بداند و بتواند کودکان را از جنبه های مختلف بشناسد ، قریحه آنان را بسنجد و هوش ایشان را بیازماید . ابن سینا عقیده دارد که معلم باید کودک را گاهی تشوق و گاهی اهدیه کند و چنانچه این عمل نتیجه نداد از تنبیه استفاده کند . وی اعتقاد دارد که معلم به هنگام تدریس بایستی رویه­ای معتدل داشته باشد ، یعنی نه خود را چنان وانمود کند که کودک جرئت سؤال کردن نداشته باشد و نه چنان با ملایمت و آرامی رفتار کند که کودک جسور و دلیر شود و به مطالب او توجهی نشان ندهد .

ابن سینا 6 نوع تعلیم و تربیت را به شرح زیر بیان می دارد :

1- تعلیم ذهنی :که در آن آموزگار یک موضوع کلی را برای شاگردان بیان می سازد و از آن موضوع کلی امر مجهول را معلوم می کند ، مانند شرح دادن علت شکست حوض در زمستان .

2- تعلیم صناعی :یعنی آموختن طرز بکارگیری و استفاده از ابزار و آلاتی که برای هر صنعتی ضروری است ، مانند مته :رنده و اره درودگری .

3- تعلیم تلقینی : که برای یادگرفتن از راه تلقین به کار گرفته می شود ، مانند تمرکز دادن حواس و تکرار اشعار برای حفظ کردن آنها .

4- تعلیم تأدیبی : آموختن عادات پسندیده و نیک از راه پند و اندرز .

5- تعلیم تقلیدی : که در آن شاگرد سخنان آموزگار را بی درنگ و بدون دلیل می پذیرد . ناگفته نماند که معلم رفتارش باید به نحوی باشد که مورد اعتماد قرار گیرد تا این نوع تعلیم امکان پذیر شود .

6- تعلیم تنبیهی : آگاه ساختن شاگرد از رموز و علل و آثار و حوادثی که روزانه مشاهده می کند ، مانند علت سقوط اجسام یا چشمک زدن ستاره ها یا نزول باران .

خانواده و ارکان آن از دیدگاه شیخ الرئیس ابن سینا :

چون نام ابوعلی سینا این بزرگ مرد فرزانه ایران زمین را می شنویم نخست نبوغ او را در طب مدنظر قرار می دهیم . اما واقعیت این است که او در تمام عرصه ها از جمله اهمیت خانواده سخنانی حکمت آموز دارد . جانمایه­ی گفته های ابوعلی در باب خانواده ، احکام روشنگر و انسان ساز اسلام است .

عشق بنیان خانواده

در اثبات سخن به آیه­ی ( خلق لکم من انفسکم ازواجاً لتسکنوا الیها و جعل بینکم موده و رحمه ) استناد کرده است . از این آیه به روشنی در می یابیم که عشق نه تنها رکنی از ارکان خانواده است بلکه روح خانواده است و خانواده خانه­ی عشق و آشیان عشق است .

نکاتی که در امر ازدواج باید رعایت شود از دیدگاه ابن سینا به این شرح است :

قانونی شدن

نخستین امری که باید به صورت قانون و سنت در آید ازدواج است . هرگونه ارتباط جنسی خارج از   محدوده­ی ازدواج نامشروع شناخته خواهد شد .

علنی شدن

ازدواج باید آشکار و علنی باشد تا از بروز تردید در روابط جلوگیری شود . در نصوص نبوی نیز آمده ( اعلنوا النکاح ولو با الدف ) یعنی نکاح و ازدواج را ولو با نواختن دف آشکار سازید .

ازدواج پیمان محکم و استوار

ازدواج باید پیمانی همیشگی و محکم باشد و در معرض تزلزل و بی ثباتی قرار نگیرد .

ضرورت رشد عقلانی و جسمانی

ابن سینا سن معینی برای ازدواج توصیه نکرده بلکه گفته است زمان مناسب وقتی است که فرد به بلوغ جسمی و رشد عقلی برای اداره­ی زن و فرزند برسد و از نظر اقتصادی شغل و درآمد لازم برای معاش خانواده داشته باشد .

تأکید بر زندگی مستقل

ابن سینا تأکید کرده است که وقتی فرزند با شغل خویش درآمدی بدست آورد تدبیر آن است که ازدواج کند و از خانواده اش جدا شود .

احترام مرد

ابن سینا با استناد به آیه­ی ( الرجال قوامون علی النساء ( قرآن مجید 34/4 ) گفته است در روابط زوجین ریاست خانواده با شوهر است . زیرا اگر شوهر تحت سیطره و اطاعت زن قرار گیرد خانواده به سبب احساسی بودن زن و پیروی از هوی و هوس به تباهی و فساد کشیده خواهد شد.لذا به نظر او هیبت مرد لازم است و مقصود از هیبت آن است که مرد در برابر همسر و فرزندان از احترام لازم برخوردار باشد و هیچ کس او را کوچک نشمارد و به گفته­ی ابن سینا مرد برای داشتن هیبت باید احترام خود را در خانه با مراعات و مروت حفظ کند . به وعده های خود پایبند باشد و از وعده های تحقق نیافتنی بپرهیزد .

تکریم همسر

به نظر ابوعلی سینا ، شوهر باید همسر خود را تکریم نماید و اگر بخواهد زن را به حسن رفتار و رعایت حرمت خویش وادارد ، راهی جز این ندارد و با تهدید و اجبار نمی تواند به این هدف دست یابد زیرا وقتی زن کرامت خود را ببیند در حفظ و تداوم آن می کوشد و از زوال آن می ترسد .

3 نکته مهم در تبیین آنچه سبب تکریم زن می شود

1.دادن زینت نیکو به همسر

2.حفظ حجاب زن

3..پرهیز از برانگیختن حسادت زن

اهمیت اشتغال زن

اين سينا در « تدابیر المنازل » به مسأله­ی اشتغال زن نیز پرداخته و گفته است زن اگر بیکار باشد از نظر اخلاقی به بیراهه کشیده می شود ، احساس پوچی و بیهودگی می کند و خود را با کارهای لغو و بیهوده مشغول می سازد .

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم دی 1389ساعت 10:39  توسط زهره مشکی باف مقدم  |